منو اصلی
صفحه اصلی > جام جهانی کشتی 2006 
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 27309
 بازدید امروز : 24
 کل بازدید : 1647789
 بازدیدکنندگان آنلاين : 2
 زمان بازدید : 0/1000


  چاپ        ارسال به دوست

خاطرات جام جهانی کشتی 2006 ساری (6)

ناگفته های سید هادی حسینی مدیر کل سابق تربیت بدنی استان مازندران

در داخل ورزش دسته دیگری قرار داشت که باید همراه یا بهتر بگویم توجیه میشدند وآنان مدیران محترم وخوب هیات های ورزشی بودند؛ اول با پیشکسوتان این حوزه مشورت کردم واین خیلی به من کمک کرد استاد سبحانی ؛جناب مهربان؛جناب ثمربخش که از اعضای اصلی ستاد بود. جناب سرهنگ رجبی که رئیس هیات تیراندازی بود. جناب سرهنگ برزگر که رئیس هیات جودو بود؛ روسای هیات هایی مثل دوومیدانی جناب سید خاوری  که از بزرگان بود و جناب رمضانی  شمشیربازی که از همکاران  ورزشی بود و برخی اهالی قلم مثل استاد زرکوب ؛ حاج شعبان وفایی نژاد و حسن آقا عبدالهاشم پور؛اردشیر عبدی و ... که برخی علیرغم جوانی بسیار موثر بودند. البته همه بودند برخی فعالین را بعلت گذشت زمان از یاد برده ام بعدا از آنها یاد خواهم کرد بالاخره با دعوتنامه ای همه را دور یک میز جمع کردیم آن روز هم روز مهمی بود این جمع می خواست راجع به موضوع مهمی تصمیم بگیرد اینها بیشتر از همه می دانستند اهمیت این مسابقات چقدر است؛ این دوستان با بسیاری از مفاهیم این حوزه آشنا بودند و بیشترشان سابقه ورزشی بیشتر از من داشته و تقریبا همه آنها بلحاظ  سنی از من بزرگتر بودند؛ لذا کار با آنان ، توجیه شان و متقاعد کردن این عزیزان دشوار نبود. ضمن اینکه نزدیک به چهارسال با هم از نزدیک کار کرده بودیم و با شیوه ها و ادبیات هم آشنا بودیم و زبان هم را می فهمیدیم؛ جلسه با هیاتها تقویت کننده وضع موجود وعلائق جامعه ورزش بود در این جلسه همه حمایت کرده بودند؛ کسی مخالف نبود؛ برخی ته دلشان می گفتند حسینی چرا اینهمه به کشتی اهمیت می دهد البته مستقیم مطرح نمی کردند مثلا می پرسیدند اگر پیش بیاید برای رشته ما هم چنین کاری می کنید؟ بعضی از عزیزان هم نگران وضع سیاسی استان بودند وهم نگران وضع اقتصادی ما و شهر و هم نگران وضعیت اجتماعی مرکز استان ؛ مرکز استانی که یک هتل پدر مادر دار نداشت؛ یک سالن مناسب برای مسابقات نداشت؛ شهر ظرفیت برگزاری مسابقه را نداشت؛ شش ماه زباله ها ی شهر بزرگ و زیبای ساری جمع نشده بود و برخی ظاهرپرستان این مسئله را بهانه کردند و بجای رفع مشکلات در حوزه ها و کانونهای آسیب دیده اصل قضیه را می خواستند هوا کنند. نگرانی بچه ها درست بود (ببخشید که از این لفظ استفاده کردم ؛عادت کردم؛ محمد نوه کوچولوی من در منزل به من  و مادر بزرگش و پدر مادرش وخاله اش وحتی به مادر من می گویید بچه ها ظاهرا زبان بچه های مهد و مدرسه است بقول خودش ) ولی آنها هم حسینی را می شناختند؛ پسر امام حسین(ع) یک سوادکوهی اصیل که کار برایش نشد ندارد؛ این عزم را آنروز نمی توانست نادیده بگیرد؛ عزم مدیران هیات ها برای این کار بزرگ ستودنی بود ؛دل هر آدم شل و ولی را قرص می کرد ؛ برای من هم پشتوانه محکم و بزرگی بود دیگر یگ حسینی نبود؛ حسینی های زیادی به جمع حسینی اضافه می شدند که اکثرشان توان بالایی داشتند . در بحث داخلی همکاران شهرستانی را نباید نادیده میگرفتم ...

 (پایان قسمت ششم )

برای مشاهده قسمت اول اینجا کلیک کنید

برای مشاهده قسمت دوم اینجا کلیک کنید

برای مشاهده قسمت سوم اینجا کلیک کنید

برای مشاهده قسمت چهارم اینجا کلیک کنید

برای مشاهده قسمت پنحم اینجا کلیک کنید


٠٠:٣٩ - دوشنبه ١٧ مرداد ١٣٩٠    /    شماره : ٣٢    /    تعداد نمایش : ٢٨٨٥


نظرات بینندگان
کاربر مهمان
1390/08/22 18:44
0
0
سلام ورزش مازندران به خود میبالد که مدیر توانمندی چون سید هادی را داشت - کامران
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج